آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

116

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

در باب سياحت‌هاى آتيهء او شرحى در دست نيست اما از كتاب « دادسورث » موسوم به سياحان انگليس و اسپانيول كه در سنهء 1630 چاپ شده در باب انگليسيهايى كه در 1625 در دربار اسپانيا اقامت داشتند اشاره نموده گويد : عالى رتبه‌ترين اين انگليسيها سر آنتوان شرلى مىباشد كه خود را لرد سلطنت رم مىخواند و از پادشاه رم سالى دو هزار دوكا مواجب دارد ولى به واسطهء خراجى او اين مبلغ چيزى نيست . اين شخص در امور دولتى مدبر غريبى است و به واسطهء لشگركشىهاى بحرى اقدام به حمله و خراجى وطن خود مىنمايد و اگر بخواهيم كارهاى او را به تفصيل بنگاريم يك جلد تمام خواهد شد . معلوم نيست كه غرض از اين لشگركشيهاى بحرى چيست و هيچ حدسى در اين باب نمىتوان زد و چنين تهمت مبهمى از جانب چنان شخص متعصبى اهميتى ندارد و واضح است كه عقيدهء او در حق شخص شجاع و جوانمردى مثل سر آنتوان شرلى عظمى نبايد داشته باشد . تشريفات و عزت و احترامى كه در مملكت خارجه نسبت به سر آنتوان به‌عمل مىآمد اسباب حسد و رنجش‌خاطر « چمس اول » پادشاه انگليس شد و به او امر نمود كه به خاك انگليس مراجعت كند ولى شرلى مصلحت ندانست كه اطاعت كند . از قرار نوشته گرانژه او در سنهء 1630 در اسپانيا فوت كرد . شرح‌حال اين شخص جوانمرد بزرگ‌منش را به قدرى كه توانستيم جمع كنيم از اين قرار بود كه ذكر شد . از وقايع زندگانى معلوم مىشود كه اين شخص فى الواقع براى اعمال شجاعانه خلق شده بود . در